الفيض الكاشاني

225

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نمىآورد . از خوردن چون سير شدند ملول مىشوند ، و از مقاربت به هنگامى فارغ مىشوند احساس سنگينى مىكنند در حالى كه تصوّر نمىرود از علم و حكمت هرگز ملول و سنگين شوند ؛ و كسى كه در به دست آوردن چيزى شريف و ارزشمند كه تا ابد پايدار مىماند قدرت داشته باشد ، چنانچه به چيزى پست و ناپايدار راضى و خشنود شود بى خرد و محروم و دچار بدبختى و ادبار مىباشد . كمتر چيزى كه در اين باره مىتوان گفت اين است كه علم و حكمت بر خلاف مال نيازى به ياور و نگهبان ندارد ، چه دانش تو را پاسدارى مىكند و تو مال را پاسدارى مىكنى . دانش با انفاق فزونى مىگيرد ، و مال با انفاق كاهش مىيابد . مال به دزدى مىرود و حكومت آن را مصادره مىكند ، دانش در دسترس دزدان قرار نمىگيرد و دست شاهان براى مصادره به آن نمىرسد . دانشمند همواره در آسايش و امنيّت به سر مىبرد و صاحب مال و جاه هميشه در اندوه و بيم مىباشد . بنابر اين دانش همواره و در همهء احوال سودمند ، لذّت‌بخش و خوب است و مال گاهى انسان را به نابودى و زمانى ديگر به نجات و رستگارى مىكشاند . از اين رو خداوند متعال مال را در چند جا از قرآن نكوهش كرده اگر چه در چند آيه آن را خير ناميده است . امّا كوتاهى بيشتر مردم در ادراك لذّت دانش يا به سبب نداشتن ذوق است ، چه كسى كه چيزى را نچشيده آن را نمىشناسد و به آن اشتياق ندارد ، و شوق به دنبال ذوق است ؛ و يا به علّت تباهى مزاج و بيمارى دلهاى آنها بر اثر پيروى از شهوات است ، همچون بيمارى كه شيرينى عسل را درك نكند و آن را تلخ بيابد . يا به سبب نارسايى فهم آنهاست ، زيرا ممكن است هنوز در آنان صفتى كه به آن لذّت علم را درك كنند آفريده نشده باشد مانند كودك شيرخوارى كه لذّت عسل و پرندگان گوشتى را در نمىيابد و جز از شير خوشش نمىآيد ، و اين امر دلالت بر آن ندارد كه عسل گوارا نيست و شير لذيذترين چيزهاست . كسانى كه لذّت علم و حكمت را در نمىيابند سه دسته‌اند : 1 - كسى كه درون او مانند كودك هنوز زنده و بيدار نشده است . 2 - آن كه دلش پس از زنده شده به سبب پيروى از شهوتها مرده است . 3 - كسى كه دلش بر اثر پيروى از شهوات بيمار شده است . قول حقّ تعالى كه : فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ * « 2 » اشاره به بيمارى دلها بر اثر فقدان خردهاست و

--> ( 2 ) بقره / 10 : در دلهايشان بيمارى است .